۱۲

تمام عمر در خون و دروغ رقصیدیم

setareiran.blogspot.com – درد دلی کوتاه برای بچه های انقلاب واژه ای که از همه ی واژه ها بیشتر دیدیم و شنیدیم انقلاب بود تلویریون را که روشن میکردیم صحبت از انقلاب بود به خیابان که میرفتیم ناخوداگاه گذارمان به انقلاب می افتاد. در مدرسه هم موضوع انشاء انقلاب بود . واژه ی جالبی است انقلاب! من و تو هنوز هم که هنوز هست انقلابی هستیم و به دنبال یک فرشته میگردیم که بیاید و ما را از دست دیو نجات دهد یادت هست ؟ نسل ما همه ی عمرش را مشغول ورق زدن کتابهای سفید بود . ما برای مردن و کشته شدن الگو داشتیم یاد گرفتیم که خیلی از کارها را اگر انجام دهیم ،گناه کردیم و از صبح تا شب در همان دوران کودکی به این فکر میکردیم که چگونه از زیر بار این همه گناه شانه خالی کنیم! امام آمد ! همه چیز از این دوکلمه شروع شد . امام آن موقع آمد، زمانی که من و تو متولد نشده بودیم و از همه چیز بی خبر بودیم و دستمان از دنیا کوتاه بود . حتی به استقبالش هم در فرودگاه مهر آباد نرفته بودیم . اما او آمده بود وهر کاری که خواست انجام داد و روزی که از این دنیا رفت ناراحت شدیم زیراکه تلوزیون سیاه و سفید خانه، کارتون مورد علاقه ی ما را پخش نمیکرد ولی بقیه زیاد ناراحت نبودند ، امتحانات لغو شده بود و یک هفته همه چیز تعطیل بود! اما یادگاری های امام ومیراث شوم او تمام شدنی نیست و به قیمت تمام زندگی ما تمام شد. ما کتابهایی را میخواندیم و امتحان میدادیم که نیم ساعت پس از اتمام جلسه ی امتحان تمام محتویات آن را از حافظه ی خود پاک میکردیم ولی یک چیز را بخوبی یاد گرفتیم و آن گیجی در مفهوم شناخت از ماهیت خودمان بود.ما یاد گرفتیم که آزادی و دموکراسی را تنها میتوان از پشت نِقاب دین و تَشَیُع نِظاره کرد ولی هر چه گشتیم به جای آزادی و دموکراسی توهین و تحقیر و تقلب و زندان و شلاق نصیبمان میشد. ما دچار نگرش بدبینانه به اطرافیانمان و خشونت تحمیلی از طرف حاکمیت شدیم و یاد گرفتیم که کاری را بدون بد و بیراه گفتن و داد و فریاد نمیشود انجام داد. ما برای لباس پوشیدن خندیدن و موسیقی گوش کردن هم یاد گرفتیم که گناهکار باشیم و هَنجار شکن باشیم برای زندگی کردن و دوست داشتن مجبور شدیم که دروغ بگوییم و به جای زندگی در واقعیتها ، مدام در خیالات خود برقصیم قربانی خشونت شدیم و دیدیم که کودکان را هم میشود از چوبه های دار آویزان کرد و عجبا مردمی را هم دیدیم که برای حلق آویز شدن یک کودک در ساعت ۴ صبح صلوات میفرستند و هورا میکشند. همه ی عمر میدانستیم که در لجن زار حاکمیت اسلامی فرو میرویم، ولی دستهایمان را به هم نمیدادیم چون به ما یاد داده بوده اند که تنها و تنها باید دروغ بگوییم و به هم خیانت کنیم. درست است ما مردمی هستیم که یک روز در میدان کاج چاقو خوردن و جان دادن یک هموطن را به تماشا مبنشینیم و یک روز در همان میدان بر علیه خودکامگی و استبداد ، صحنه های استقامت و ایثار را می آفرینیم .آن لحظه تحقیر نشدیم و به یکدیگر به چشم بدبینی نگاه نکردیم ،به دنبال انتقام نبودیم و از ریختن خون و انتقام جویی سخن نمیگفتیم . زیرا که دریافته بودیم که محصول انتقام و انتقام جویی و پاشیدن بذر و نفرت ،همان خواهد بود که در سال۵۷ عاید پدران و مادرانمان شده بود. ادامه...
تصویری از ستاره
ارسال شده توسط ستاره ، داغ شده حدود ۶ سال قبل در بخش جامعه

دیدگاه ها

تصویری از mobarez_nastooh

mobarez_nastooh حدود ۶ سال پيش گفت:

۰

حالم بهم میخوره از انقلاب و انقلابیون 57 که باعث بدبختی هم سن و سالای من و خود من شدن.
مرسی ستاره عزیز

تصویری از ستاره

ستاره حدود ۶ سال پيش گفت:

۰

مبارز جان ، میل به آزادی و دموکراسی بیش از صد سال است که در کشور ما پیگیری میشود و نمیشود که نسل گذشته را به خاطر آمال و اهدافشون سرزنش کرد . متاسفانه همیشه کسانی هستند که دغدغه ی میهن ندارند و برای سرکوب خواست واقعی مردم مسیر این مطالبات را در انقلابهایی که بوی خشونت و ترور و سرکوب میدهد منحرف میکنند
نکته ای که بدیهی هست زمان حال است و استفاده از تجربیات تاریخی برای عدم تکرار اشتباهات و حرکت در مسیری که به سرانجام رسیدن خواست دیرینه ی ایرانیان بیانجامد

تصویری از ariya7

ariya7 حدود ۶ سال پيش گفت:

۰

زیبا بود ستاره جان سپاس

تصویری از ستاره

ستاره حدود ۶ سال پيش گفت:

۰

ممنون آريا جان درددلي بود که در چند خط با شما و ديگر دوستان در ميان گذاشتم