۵

هوشنگ و دیاکو

javidiran.wordpress.com – به اسناد محمد امین ریاحی: اگر مقاله من درخور مقام تو نیست‏ تواش بخوان و بخند و نثار کن بخ‏ بخ! به یاد دار که همشأن تو سلیمان نیز ز مور همچو منی شاد شد به ران ملخ! هردوت (کتاب یکم،بند 96-101) می‏ نویسد: در ماد مرد دانایی زندگی می‏ کرد به نام دیئوکس Deiokes ‏[-دیاکو یا همان Dayaukku در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور. دیاکو پیرامون 715 پ.م.سلسله ماد را بنیاد کرد]پسر فرورتس‏[-فرورتیش،ولی گویا او پسر دیاکو بود که پیرامون 673 قدرت ماد را گسترش داد.یا شاید با نیای خود همنام‏ بود].این دیئوکس می‏ خواست استبداد پیشه کند و بدین‏گونه به هدف خود رسید: او پیش از آن نیز در ده خود-تیره‏ های ماد هر یک در دهی جداگانه می‏ زیستند-مردی‏ صاحب اعتبار بود و اکنون برای برقراری قانون و نظم کوشش بیشتری کرد.در آن زمان‏ بی‏ قانونی بر سراسر ماد چیره بود و او می‏ دانست که هر مرد دوستدار قانون از این وضع‏ نفرت دارد. از این‏رو چیزی نگذشت که در ده او مردم او را به عنوان قاضی برگزیدند و او برای رسیدن به اهداف فرمانروایی که در سر داشت،با بی طرفی و عدالت به کار قضاوت‏ پرداخت. بدین ترتیب او نه تنها محبوب اهالی ده خود شد،بلکه به زودی مردم دههای‏ اطراف نیز که از احکام ناحق قاضی های خود رنج می ‏بردند،برای حل و فصل مرافعات نزد او می‏ آمدند،تا این‏که سرانجام روزی رسید که مردم به هیچ قاضی دیگری جز او رجوع‏ نمی ‏کردند،و چون وصف عدالتخواهی او همه جا پیچید،بر شمار مراجعه کنندگان نیز روز به روز افزوده گشت.دیئوکس که دریافت اکنون مردم را کاملا در دست خود دارد،ناگهان‏ دیگر از نشستن بر مسند قضاوت خودداری کرد و بهانه او این بود که دیگر نمی ‏خواست کارهای شخصی خود را یکسره فرو گذارد و همه وقت خود را بی‏ آن‏که سودی برای او داشته باشد،صرف امور قضاوت کند.این تصمیم او سبب شد که به زودی کار دزدی و جنایت در دههای ماد دوباره سخت بالا گرفت و مردم ماد انجمن کردند که چه باید کرد. در آن انجمن گویا دوستان خود دیئوکس بودند که پیشنهاد کردند:«ما دیگر نمی ‏توانیم مانند سابق زندگی کنیم،بلکه بهتر است برای خود پادشاهی برگزینیم تا در کشور قانون و نظم‏ برقرار گردد و ما بتوانیم به کارهای خود بپردازیم و به سبب اعمال قانون‏شکنان دست‏ به مهاجرت نزنیم».اینان با این سخنان دیگران را قانع کردند که باید یک پادشاه‏ برگزید و سپس وقتی بر سر این رسیدند که چه کسی را به پادشاهی برگزینند،هیچ نامی‏ جز دیئوکس و وصف شایستگی او بر زبانها نرفت و ناچار همه بر این اتفاق کردند که‏ دیئوکس را به پادشاهی برگزینند.وقتی دیئوکس به پادشاهی برگزیده شد،فرمان داد که‏ برای او کاخی که برازنده یک پادشاه باشد بسازند و یک دسته نگهبان ترتیب دهند. ادامه...
تصویری از iran00
ارسال شده توسط iran00 ، داغ شده حدود ۷ سال قبل در بخش ادب و هنر
راي هاي داد شده : ariya7 iran00 Mahshid Bluewave porandokht

دیدگاه ها