۸

همه مسافرهاي من…..

nesvan.wordpress.com – خدا چشماشو ماليد و از خواب عصرگاهي بلندشد. دلش چايي ميخواست ،اما حوصله كرنش و مدح و ثناي فرشته ها رو نداشت ،پس بي خيال چايي شد و پرده رو كنار زد تا نگاهي به ادماش بياندازه . دلش يه صحنه ي زيبا ميخواست ، يه چيزي كه شادش كنه . رضا ته چايي اش رو هورت كشيد و پول چايي رو داد و از قهوه خونه زد بيرون ، ماشين رو روشن كرد و بسم الهي گفت و رفت پي روزي اش . دو سالي بود كه مسافركشي ميكرد، يعني درستش از دوسال و چهل روز قبل كه رفت خونه و ديد پسر همسايه داره روي تن لخت و خيس از عرق زنش نفس نفس ميزنه ، زنش همون شب قرص خورد و خودش رو خلاص كرد و پسرك هم فراري شد . رضا هم اشكاش كه خشكيد در خونه رو بست و براي هميشه شد ساكن ماشين اش ادامه...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۷ سال قبل در بخش جامعه
راي هاي داد شده : ariya7 arman2000 Saman 7 Dahri 13 Mahshid Bluewave ستاره

دیدگاه ها