۸

تهرانِ خسته ، در دود گریه کن . کسی تو را نخواهد دید حتی اگر خون گریه کنی

setareiran.blogspot.com – گریه کن تهران از شوش و را آهن و رباط کریم تا بلندیهای پونک و آستان دماوند خموش . از کهریزک تا سردار جنگل و از مولوی تا بام تهران گریه کن که آزادی را در اسارت میلاد مرگ دروغ و کینه و جنایت به آتش کشیدند . پشت این قبرستان شهریست ، شهری که جنوب و شمال ندارد . شهری که غرب و شرق ندارد . شهری که دودی نیست و همه آزادند که آزادانه در کنار هم شاد باشند و پیراهن سیاه و چهره های عبوس در این شهر جایی ندارد . شهری که ستار آن را بهشت کوچک رویاهای خودش میخواست . رویاهایی که در گوشه ی زندان هم، با آنها زندگی میکرد . رویا هایی از جنس آزادی ، برابری . رویاهایی که برای او و همه ی ما حرام اعلام شد . شهری که امام زاده ندارد و خاک کوچه های شهر خونی نیست . مرگِ زوری نیست مادر عزادار نیست شکم گرسنه و کودک خیابانی نیست . دستت را به ٰرؤیاهای سبز ستّار بده ستّار بهشتی ، کارگر و نان آور خانه و مادر، وبلاگ نویس ساکن محله ی رباط کریم در تهران در زندان کشته شد. به مادرش گفتند برایش قبر بخرد و خفه شود. ادامه...
تصویری از ستاره
ارسال شده توسط ستاره ، داغ شده حدود ۷ سال قبل در بخش جامعه

دیدگاه ها