۲۸

در رابطه با برنامه ي مادرفروشي! / هادی خرسندی

asgharagha.com – طنز اگر پرمايه باشد، ميبرند / مردم و گوينده ي آن، کيف طنز / طنز اگر افتد به راه ابتذال / حيف ِ مهران مديري، حيفِ طنز ادامه...
تصویری از gomnamian
ارسال شده توسط gomnamian ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش سرگرمی

دیدگاه ها

تصویری از melody_h

melody_h حدود ۸ سال پيش گفت:

۳
دلم می خواست به اونایی که می گن بابا طنز همینه و شهرام همایون بی جنبه اس و مهران مدیری نابغه اس بگم: عزیزم حالا نگفتی مادرت چند؟
تصویری از 13

13 حدود ۸ سال پيش گفت:

۱
گمنامیان عزیز، قرار دادن نام نویسنده یا سایت در تیتر خلاف مقرراته، با سپاس از شما :)
تصویری از gomnamian

gomnamian حدود ۸ سال پيش گفت:

۲
نکته عزیز، تا کنون قانونی در این مورد ندیده بودم ، اما چشم، الان که دیگر فرصت تصحیح گذشته ، برای از این به بعد
تصویری از imanava

imanava حدود ۸ سال پيش گفت:

۱
من خیلی نمی‌تونم با هادی خرسندی موافق باشم. فروختن مادر به گمان من نوع غلو شده‌ی بده بستان و خرید و فروش‌هایی‌ست که در این تلویزیون‌ها به وقوع می‌پیوندد. غلو، ابزار اصلی طنز است. با آگراندیسمان و بزرگ‌نمایی‌ی ِ کارها، توجه مخاطب به ماهیت آن "چیز" بیش‌تر جلب می‌شود.
تصویری از imanava

imanava حدود ۸ سال پيش گفت:

۱
ملودی جان اگه واقعن دونستن جواب این سوال برات اینقدر مهمه، از من بپرس تا جواب بدم.
تصویری از imanava

imanava حدود ۸ سال پيش گفت:

۲
من تا این لحظه هنوز حتا یک نقد معقول در مورد کار مهران مدیری ندیده‌ام. جهت‌گیری تمام نوشته‌ها مذمت مدیری بود برای (به زعم دوستان) توهین به مادر فلان گوینده‌ی تلویزیونی. سوال این‌جاست که: اگر مدیری "پدر" را به فروش می‌گذاشت، آیا همین‌قدر رگ گردن‌های متورم به صحنه می‌آمدند؟ و اگر نه، آیا این بزرگ‌نمایی و حساسیت دوستان، به خاطر آن "غیرت"، و تقدس واژه‌ی مادر در فرهنگ ایرانی‌ست؟ و اگر هست، آیا نیازی به بازبینی و کندوکاو این زوایای پنهان روح ایرانی احساس نمی‌کنید؟ ... من قبول دارم که به خاطر طبیعت برنامه‌ها و برنامه‌سازان لوس‌آنجلسی، جای مانور زیادی برای مدیری وجود نداشته است. و به همین دلیل، این برنامه، بیش از این که به واسطه‌ی آن آگراندیسمان‌های مروج در کار طنز بخواهد بیننده را بخنداند، به دلیل ناتوانی در تقلید و بزرگ‌نمایی، به حد یک کار معمولی "تقلید صدا" فروغلتیده است. دلیل این ماجرا هم پر واضح است که ریشه در دوستان آن‌ور آبی دارد که با استفاده از ادبیات مشعشع و درخشان خود، جایی برای تقلید مهران مدیری در نظر نگرفته‌اند و خود چنان یکه‌تاز عرصه‌ی خلق دیکشنری فحش‌های چارواداری هستند، که هرگونه تلاش دیگران را عقیم می‌کنند. "حروم‌زاده"، شلوارتو می‌کشم پایین"، "جاکش"، بی‌پدر و مادر"، دیوث"، "قرمساق"، مادربه‌خطا"، ... تنها گوشه‌ای از ادبیات رایج بعضی از این دوستان است. به راستی شما اگر به جای مدیری بودید و می‌خواستید تنها با تکیه بر تکنیک "بزرگ‌نمایی" وضع و حال این دوستان را به سخره بگیرید، از چه الفاظی استفاده می‌کردید؟؟؟
تصویری از melody_h

melody_h حدود ۸ سال پيش گفت:

۲
جناب ایمان آوا(اگه اشتباه خوندم اسمتونو عذر می خوام) من نمی دونم چرا بعضی از ما فکر می کنیم برای رسیدن به روشنفکری و آزاداندیشی و پیشرفت حتما باید از رو جنازه ی فرهنگ و ادبی که روزی باعث افتخار ما بود رد بشیم! یه عمره هرچیز خوب و با ارزشی داشتیم ازمون گرفتن و یه آزادی بیان رو بهش کلی زرق و برق آویزون کردن از دور به ما نشونش می دن و اجازه نمی دن حتی لمسش کنیم اما باهاش یه عمری ملت ایران رو به بند کشیدن.باور کنید که هرآنچه که ما ایرانی ها داشتیم انقدرم بد و مزخرف نیست که لازم باشه دورش بندازیم و ازش خجالت زده باشیم. یه مسئله اینه که شاید برای شما مادر اون مفهوم و معنایی که برای اکثر مردم به خصوص ایرانی ها داره، نداره و یا شما با دوستاتون شوخی های خواهر مادری دارین و اسباب تفریحتونه(شایدم نه، منظور من بی ادبی به شما نیست) پس نمی شه گفت چون شما برات مهم نیست و یه مسئله ی عادیه پس مورد حل شده اس. نکته ی دوم اینکه امن از مهران مدیری توقع این هزل چندش آور رو نداشتم. مثل اینه که مثلا پسرکوچیکه ی شما که برات خیلی باارزشه(من دارم خودمو می بینم که می گم) یهو بیاد یه فحش رکیکی بده. ممکنه من اون فحش رو از دهن کس دیگه بشنوم و عکس العملی نشون ندم ولی برای بچه ام نمی پسندم چون دوست ندارم آدم سخیف و بی ارزشی به چشم بیاد. من سالهاس که تلویزیون های اونوری رو نگاه نمی کنم چون چیزی برای عرضه ندارن. درضمن به قول خودتون برنامه های اونا خودش انقدر بی مایه و بی مزه اس که نیازی به دوباره سازی نداشت. در کل چه مادر چه پدر و چه دیگر اعضای خونواده برای من خیلی ارزشمنده.من اگر کسی بهم فحش پدر هم بده به همون اندازه چندشم می شه.فکرم نمی کنم آدم کودن و عقب افتاده ای هستم. مگه یکی بیاد شخصیت شما رو خورد کنه ناراحت نمی شید؟
تصویری از imanava

imanava حدود ۸ سال پيش گفت:

۱
دوست عزیزم ملودی: من بدبختانه دست‌ام برای دوستان روُتر از این حرف‌هاست که بخوام ادای روشن‌فکری یا هر چیز دیگه‌ای رو دربیارم. منظورت رو از رد شدن از روی جنازه‌ی فرهنگ و ادب متوجه نمی‌شم. مادرم رو خیلی دوست دارم (مثل خیلی از آدم‌ها)، اما تقدس خاصی برای مادر خودم و کلن برای کانسپت مادر قائل نیستم.گمان می‌کنم که چون آدم‌ها در معرض "غریزه"ی محبت مادر قرار می‌گیرن (که یک تجربه‌ی یکتاست برای هر کس و بدیلی نداره) به اشتباه اون رو وارد اماکن مقدسه‌ی مغزی خودشون می‌کنن و حاضر نیستن به اون تصویر قشنگ خدشه‌ای وارد بشه. برای همین هم هر نوع دست‌کاری و "دید" جدیدی رو با ابزار احساس محک می‌زنن و طبیعتن بهشون برمی‌خوره و احساس می‌کنن به ساحت "مقدس" مادر توهین شده. از طرف دیگه به جدّ معتقدم که کار مهران مدیری (در این اپیزود ِ به خصوص)، بزرگ‌نمایی‌ی ِ روش این نوع بیزینس‌من‌ها بوده و با وارد کردن "مادر" خواسته که غلغلک بدجوری بده به ملت، که ظاهرن خوب هم موفق بوده. یه چیز دیگه بذارین اعتراف کنم: من مهران مدیری و تیم نویسنده‌های هم‌کارش رو با اختلاف فراوانی نسبت به نفر دوم لیست، برترین و هوش‌مندترین منتقدین روابط و مناسبات اجتماعی و اخلاقی ما ایرانی‌ها می‌دونم و از این که یک روزی بفهمم که خلاقیت‌شون ته کشیده، بی‌نهایت دل‌خور و غم‌گین می‌شم. توُ این ماجرای ماهواره، اگر جایی باشه (که هست) که بشه از مهران مدیری انتقاد کرد، از نظر من، اون‌جا اپیزود "مادرفرشی" نیست؛ که برعکس یکی از بهترین قسمت‌ها، همین شوخی با امر مقدس ِ مادره. ضمنن بر خلاف شما، من (با افتخار می‌گم) خودم "فحش‌پروف" هستم! و گمان نکنم کسی بتونه با فحش خواهر و مادر و پدر و عمه و امثالهم، منو عصبانی کنه. (کلّی هم خنده‌ام می‌گیره!) بنابراین من دغدغه و چندش شما رو از فحش نمی‌فهمم و در موردش نظر خاصی ندارم. با احترام: ایمان ِ سیب‌زمینی
تصویری از imanava

imanava حدود ۸ سال پيش گفت:

۱
آهان، یه چیز ِ دیگه: "چندش‌آور" بودن یک چیز، خیلی نسبیه. من متأسفم که این ویدئو برای شما چندش‌آور بوده، اما خوب برای من نبوده. من توُ ایران که بودم و به این کانال‌های "لوس‌انجلسی" دسترسی داشتم، محض تفریح و خنده اونا رو نگاه می‌کردم. بیست‌و‌سی رو هم به همین منظور نگاه می‌کردم و لذت می‌بردم! (به قول این انگلیسیای چش‌چپ "بلیو ایت اُر نات"). بعضی معتقد بودن که مازوخیسم دارم، که شاید درست بگن. القصه که با تک تک این برنامه‌های مسخره شده توُ این ویدئو آشنا هستم، و باید به عرض‌تون برسونم که اصل‌شون از نظر من خیلی ابلهانه‌تر، چندش‌آورتر، و خنده‌دارتره. جدّن دلم برای مدیری می‌سوزه که نتونسته کار اونا رو بزرگ‌نمایی کنه و در اکثر مواقع باید کوچک‌نمایی می‌کرده. باورتون می‌شه؟ نکته‌ی آخر: اون فرهنگی که سعی دارید منو متوجه عظمت گذشته‌اش کنید، نوع به‌روز‌شده‌اش، حتا توُ ایرانی‌های خارج‌نشین، و حتا بین تحصیل‌کرده‌ترین‌هاشون، به من که (مثلن) طرف‌دار "نیچریسم" و "نودیسم" هستم به شکل "سیب‌زمینی" و به همسرم به شکل "جنده" نگاه می‌کنه. بنابراین من نمی‌تونم هشدارهای شما رو برای بازگشت به اون فرهنگ "غنی" جدی بگیرم. دوباره با احترام: ایمان ِ بی‌فرهنگ
تصویری از gomnamian

gomnamian حدود ۸ سال پيش گفت:

۲
جسارتا من با نظر ایمان عزیز، موافق هستم. اصولا در فرهنگ ما درباره خواهر و مادر، یک تقدص ابلهانه ایجاد شده که مسخره است. بماند که از نظر برخی از مردم ایران ، مادر و خواهر خود را بسیار مقدس می بینند، اما آن عزیزان حاضر نیستند به آنها به چشم یک انسان کامل نگاه کنند و حقوق آنها را به رسمیت بشناسند.
تصویری از melody_h

melody_h حدود ۸ سال پيش گفت:

۱
از شما ممنونم که وقت گذاشتید. من خیلی سنی ندارم اما فقط یه چیزی رو یاد گرفتم که "خود من عقاید دو سال پیش خودم رو باور ندارم" و متوجه شدم که اون چیزی که من براش پافشاری می کردم و رگ گردن می ذاشتم امروز حتی از فکر کردن به اون خنده ام می گیره.حالا چطور بیام عقیده ی امروزم رو محکم و کوبنده دوباره به کسی تحمیل کنم و بگم الا و بلا باید بپذیری که من درست می گم چون من عقل کل ام.پس به همین بسنده می کنم که خیلی هم خوبه که شما اونجوری فکر می کنی و منم اینجوری.زندگی با همین تفاوتهاش عجیب و پیچیده اس. درسته هرکس با هم فکر و هم اندیش خودش بیشتر بهش خوش می گذره و لذت می بره اما ممکنه از کل حرف شما یه کلمه اش هم روی بهتر فکر کردن من تاثیر بذاره و همینش ارزش داره. فردا رو چی دیدین شاید خود منم به قول شما شدم ملودی سیب زمینی و آدم بهتری از اینی که امروز هستم شدم.تنها چیزی هم که برام مهمه اینه که انسان خوبی باشم و به کسی آسیب جسمی و روحی نرسونم و کسی هم منو آزار نده.بقیه اش اصلا مهم نیست.
تصویری از melody_h

melody_h حدود ۸ سال پيش گفت:

۰
مثلا یکی از مهمترین عقاید من که خیلی روش محکم پافشاری می کردم خداپرستی بود که الان اگر خدا بخواد:))) دارم ناباور می شم. چیزی که هرگز فکر نمی کردم.یا مثلا ترک وطن.همیشه می گفتم اگه حتی بمیرم ایران رو ترک نمی کنم اما الان اومدم و فکر می کنم چرا انقدر دیر اینکار رو کردم و حد اقل 4-5 سال عقب افتادم و ...