۱۴

نوشتاری در باب مفهوم آزادی- بخش نخست

goftman-iran5.info – ... فلسفه آزادی: عقاید و نظریه ها در مورد آزادی و آنچه آزادی را شامل می شود، به طور گسترده ای می تواند متفاوت باشد، اما می تواند به طور کلی در دو گروه به «آزادی های مثبت» و «آزادی های منفی» طبقه بندی شود. آزادی مثبت بیان میکند که آزادی در توانایی هر فرد برای داشتن سازمان، نهاد یا ساختاری بنا شده است، به خصوص در حق داشتن قدرت و منابع لازم جهت احقاق ایده ها و آمال خود، بدون اینکه عوامل بازدارنده ای که در ساختارهای بازدارنده اجتماعی و در جامعه موجود هستند، مانع وی شوند. عواملی نظیر نژاد پرستی، تبعیض جنسیتی یا طبقات اجتماعی. در تعریف آزادی های منفی می آید که هر فرد از ابناء بشر مجاز است هر عملی که می خواهد انجام دهد، مادامی که از فعالیتها یا اعمال او، شخصی صدمه ای نبیند یا مزاحمت و آزاری برای کسی ایجاد نشود. «توماس هابس» فیلسوف انگلیسی قرن 16 و 17 میلادی که بخاطر نظریاتش در فلسفه سیاسی شهرت دارد، می گوید:« انسان آزاد، انسانی است که مانعی بر سر نیل به آمال و اهدافش نمی بیند.» «جان استوارت میل» متفکر و فیلسوف بریتانیایی قرن نوزدهم اولین کسی بود که در تحقیقات و نظریات خود در باب آزادی، تفاوت بین آزادی، به عنوان اختیار و آزادی عمل، و آزادی به عنوان عدم وجود جبر و اجبار را در کتاب خود بنام «در راه آزادی» به رسمیت شناخت. «آیزایا برلین» فیلسوف، تاریخ دان و نظریه پرداز مسائل سیاسی- اجتماعی قرن بیستم، در کتاب خود با عنوان «دو مفهوم از آزادی» دو مفهوم جداگانه از آزادی را در چارچوبی متفاوت بررسی میکند و بطور رسمی بین این دو دیدگاه به عنوان دو مفهوم متضاد از آزادی تمایز قائل می شود: آزادی مثبت و آزادی منفی. آزادی منفی از منظر او، وضعیتی منفی است که در آن فرد از ظلم و ستم و اعمال خودسرانه ی قدرت محافظت می شود، در حالی که آزادی مثبت اشاره دارد به وضعیتی که فرد شانس و فرصت انجام هر کاری را دارد بدون اینکه محدودیت یا مانعی بر سر راه او قرار گیرد... ادامه...
تصویری از luciferqueen
ارسال شده توسط luciferqueen حدود ۸ سال پیش در بخش جامعه

دیدگاه ها