۷

«ایشون (آیت الله خمینی) اونقدر انسان بود که سه تا پا داشت»

persian.kamangir.net – یک بار از امام (ره) پرسیدم: «شما هیچ وقت سیگار نکشیدید؟». امام گفتند: «جوان که بودم سیگار می کشیدم، یک بار که زیر کرسی نشسته بودم و مشغول کتاب خواندن بودم، میل به سیگار کردم، کتاب را کنار گذاشتم و به طرف سیگار رفتم، بعد احساس کردم این میل را که موجب می شود من کتاب را کنار بگذارم و بروم دنبال سیگار، باید از خودم دور کنم. همانجا نشستم و گفتم دیگر سیگار نمیکشم و نکشیدم». (تاکید از من) امام در برابر اصرار ما که از ایشان می خواستیم از خاطرات زندان و ترکیه برایمان تعریف کنند، منظماً هر شب فقط ده دقیقه تعریف می کردند و نه بیشتر، چرا که این مدت زمان را به این کار اختصاص داده بودند و بعد به رختخواب می رفتند و می فرمودند: «اگر چه خوابم نمی برد، اما ساعت خواب است». من می گفتم: «توی رختخواب که بیدار هستید و فکر و اینها هم به سویتان می آید، پس بیدار بمانید و برایمان تعریف کنید». ایشان می گفتند: «نه، می توانم فکر نکنم». من با تعجب می پرسیدم: «خوابتان نمی برد و می توانید فکر هم نمی کنید؟». می گفتند: «بله، می توانم فکر نکنم». من تا آن موقع نفهمیده بودم که چگونه می شود تسلط انسان بر نفسش به حدی باشد که حتی بتواند فکر هم نکند. (تاکید از من) من مطمئن نیستم اینکه آدمی «بتواند فکر نکند» چه ربطی به «تسلط به نفس» دارد، و اینکه کسی آنقدر به «نفس»ش تسلط داشته باشد که «بتواند فکر نکند» اصلا چه اهمیتی دارد. این را اما می‌دانم که در نگاه بالا غذا خوردن و توالت رفتن هم رفتارهایی هستند که ترکشان قابل توصیه است. ادامه...
تصویری از سپهر
ارسال شده توسط سپهر حدود ۹ سال پیش در بخش سیاست

دیدگاه ها