۱۷

گریه را به مستی بهانه کردم (عارف قزوینی)- استاد عبدالوهاب شهیدی

youtube.com – گریه را به مستی بهانه کردم/ شکوه ها ز دست زمانه کردم// آستین چو از چشم بر گرفتم/ سیل خون به دامان (خدا) روانه کردم// سیل خون به دامان (جانم) روانه کردم/ چو خم نجوشی چرا/ برون شد از پرده راز (جانم) پرده راز (حبیب) پرده راز// تو پرده پوشی چرا ؟/// تو پرده پوشی چرا ؟/// تو پرده پوشی چرا ؟/// باغبان چه گویم به ما چه ها کرد/ کینه های دیرینه بر ملا کرد// دست ما ز دامان گل جدا کرد/ تا به شاخ گل یکدم آشیانه کردم// تا به شاخ گل یکدم آشیانه کردم// دلا خموشی چرا/ چو خم نجوشی چرا// برون شد از پرده راز (جانم) پرده راز (حبیب) پرده راز/ تو پرده پوشی چرا ؟/// تو پرده پوشی چرا ؟/// تو پرده پوشی چرا ؟/// (عارف قزوینی) ادامه...
تصویری از سمک
ارسال شده توسط سمک ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش ادب و هنر

دیدگاه ها

تصویری از سمک

سمک حدود ۸ سال پيش گفت:

۰

متاسفانه ویدئو حذف شده برای دیدن این تصنیف زیبا از لینک زیر استفاده کنید
http://www.youtube.com/watch?v=oYh4Ey2csQs