۲۵

حیدرکِشون(خاطرات یک بسیجی از یک روز فتنه)

greeniranfrorever.blogspot.com – ساعت شیش صبح از ذوق اینکه امروز میتونم یه دق دل حسابی خالی کنم دیشب خوابم نبرد. به عیال گفتم که شب دیر میام. قمه و زنجیرو گذاشتم پر کمرم و با مرتضی رفتیم کله پاچه زدیم. ساعت هشت صبح: رسیدیم ستاد. همه ی برادرا جمع بودن. گلاب به روتون ،محیط، عجیب به عطر معنویت آمیخته بود. منم واسه اینکه از قافله عقب نمونم یه دو سه تا شیمیایی زدم. از صبح که کله رو خوردم حالم میزون نیست.... ادامه...
تصویری از 22ze
ارسال شده توسط 22ze ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش
برچسبها :

دیدگاه ها

تصویری از AraM

AraM حدود ۸ سال پيش گفت:

۴

عالی بود!! بسیار مناسب و بجا بود، مخصوصا اون قسمت آخرش

تصویری از 22ze

22ze حدود ۸ سال پيش گفت:

۳

ممنونم آرام جان که همیشه به این کمترین لطف داشتی

تصویری از Dahri

Dahri حدود ۸ سال پيش گفت:

۵

آقا دستت درد نکنه. این پاگراف اخر روزمونو ساخت : ))

تصویری از 22ze

22ze حدود ۸ سال پيش گفت:

۱

دهری جان دوستت دارم.

تصویری از AraM

AraM حدود ۸ سال پيش گفت:

۲

ارادت دارم دودوزه عزیز و گرامی،
و بر قلم توانا و هوش و ذوق شما درود میفرستم

تصویری از ariya7

ariya7 حدود ۸ سال پيش گفت:

۲

مرتضی هم دل پیچه داره ولی من گلاب به روی آقا، اسهال بدی گرفتم. یه دستم به زنجیره یکیش به خشتکم. ولی مهم نیست. به درک در راه اسلام از همه چیمون مایه میذاریم.
همین در راه اسلام مامی رو هم دادی رفت!
خیلی باحال بود دمت گرم

تصویری از nazanin

nazanin حدود ۸ سال پيش گفت:

۲

با اجازه اشتراک گذشتم تو فیسبوک

تصویری از 22ze

22ze حدود ۸ سال پيش گفت:

۱

اجازه ما هم دست شماست :)

تصویری از Turkaz

Turkaz حدود ۸ سال پيش گفت:

۳

گر هم اشتباه کرده باشم که به تخمم. شفاعت مال همین روزاس دیگه.

خودمو رسوندم خونه. سر پیچ کوچه، تا پیچیدم چیز غریبی دیدم! حاج حیدر از خونه ی ما اومد بیرون!!
دیگه حیدر نکِشیدم. حیدر منو کِشید...

عالی بود تشکر

تصویری از 22ze

22ze حدود ۸ سال پيش گفت:

۱

گوربان سن عزیز.

تصویری از nazanin

nazanin حدود ۸ سال پيش گفت:

۳

از صبح که این مطلبو دیدم، تا حالا ۱۰ بار خوندمش، و هنوزم میخندم :))، یعنی‌ بگم چی‌ بشی‌ جناب دودوزه. یعنی‌ شاد باشی‌ همیشه :)

تصویری از کامران بیخدا

کامران بیخدا حدود ۸ سال پيش گفت:

۲

خیلی جالب بود دودوزه گرامی ..ترکیدم از خنده پسر :))

تصویری از gomnamian

gomnamian حدود ۸ سال پيش گفت:

۲

این مثال خوبی است که چطور می شود با قدرت قلم و نوشتن ، خواهر و مادر بسیجی ها را پیوند داد !!