۲۸

از نگين عقيق تا سنگ آسيا، نقدی بر مقاله‏ ناهيد پيلوار با عنوان "خاتمی هراسی از چيست؟"، محمدحسين درويش

news.gooya.com – در زمان های قديم، حاکمی پسر نوجوان خود را برای آموختن فن رمل و اصطرلاب و علم غيب و پيشگويی به سرزمينی دور فرستاد. سال ها گذشت و پسر که ديگر جوانی رشيد و برومند شده بود، به خانه نزد پدرش بازگشت. پدر در بدو ورود فرزندش خواست او را امتحان کند. انگشتر خود را دور از چشم پسر از انگشتش خارج کرد و در مشت گرفت. سپس ازو پرسيد: چه در مشت دارم؟ پسر گفت: کانی است. پدر که شادمان شده بود، به تصديق سر تکان داد. نگين انگشتر از سنگ عقيق بود. ادامه...
تصویری از dicemarshal
ارسال شده توسط dicemarshal ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش سیاست

دیدگاه ها