۹

وعده و وفا – بخش اول (کتاب ازل)

yekazadmard.wordpress.com – ...برای دومین بار ایمیلی را که دریافت کرده بودم با دقت خواندم، نمی خواستم حتی نکته‌ای را نفهمیده باقی گذاشته باشم. احساس غریبی بهم دست داده بود. باورم نمی شد، آنچه که از من درخواست شده بود همه زندگی مرا دگرگون می کرد. به صندلیم لم دادم و پاهایم را روی میز گذاشتم، نمی دانستم باید چه تصمیمی بگیرم. دوستی که واقعا برایم ارزش بسیار داشت در چند خط مختصر مطالبی را گنجانده بود که اگر می پذیرفتم باید گام در راهی می گذاشتم که در ظاهر صد در صد بی بازگشت می نمود. چشمانم را به روی هم فشردم و با حرکت سریعی سرم را به چپ و راست تکان دادم. با این کار همیشه توانسته بودم افکار اضافه را از خودم بیرون بریزم و با آرامش و تمرکز بیشتری فکر کنم. آخرین ملاقاتی را که با این دوست که از این پس در یادداشتهایم به نام آقای “ک” خواهم نامیدش، بیاد آوردم. در آخرین لحظه به او قول داده بودم که هرگاه نیاز به کمک جدی داشتی حتما به من بگو، هفده سال از آن زمان می گذشت و “ک” آنگونه که برایم نوشته بود نیاز به کمکم داشت. قلبم به شدت بیشتری می تپید، جایی برای اندیشیدن و تصمیم گیری باقی نمانده بود. وعده و وفا، باید می پذیرفتم، صفحه جدیدی در ایمیلم باز کردم، آنچه لازم بود برای دیانا همکار و مشاورم نوشتم و ایمیل آقای “ک” را نیز به آن اضافه کردم و با ارسال مطلب حافظه ایمیلم را کاملا پاک نمودم. با دقت لیستی از آنچه باید قبل از حرکتم و در طول غیبتم انجام می گرفت تهیه کردم. محل کارم باید تا اطلاع ثانوی تعطیل می شد، تعلیمات لازم را به سکرترم دادم... ادامه...
تصویری از brabt
ارسال شده توسط brabt حدود ۸ سال پیش در بخش ادب و هنر

دیدگاه ها