۷

آغازی از پایان

ayeneh50.blogspot.com – روزی شخصی در راه تشییع جنازه پیکرعزیزی بود. آشنایان و اقوام نیز در این تشییع جنازه حضور داشتند. آن شخص وارد کلیسا میشود، به گلهای زیبایی که برای مراسم تهیه شده بود مینگرد و صدای ملایم موزیک کلیسا به گوش میرسید، به چهره تک تک دوستان و بستگان می نگرد و به جلو میرود. او نیزآن غم مشترک از دست دادن را که در چهره حاضران در جلسه دیده میشود را احساس میکند. هنگامیکه به تابوت نزدیک میشود، به درون آن مینگرد تا برای آخرین بار آن عزیز از دست رفته را ببیند، که به ناگاه خود را درون آن تابوت مشاهده میکند!! و متوجه میشود که این مراسم تشییع جنازه خودش است و تمام افرادی که حضور دارند از برای آخرین وداع و ابراز علاقه و دوست داشتنشان به اوست که آمده بودند. او در گوشه ای می ایستد تا مراسم شروع شود. چند نفر از آشنایان و نزدیکان برگه هایی در دست دارند که بر روی آن خاطراتی از او نوشته اند که میخواهند در مراسم برای دیگران بازگو کنند. و در ادامه داستان چنین آمده بود که حال در نظر بگیرید که آن شخص خود شما هستید، دوست داشتید که آن چند نفر در مورد شما چه میگفتند؟ چه نمونه همسر، فرزند، پدرومادر و یا دوستی بوده اید؟ دوست دارید که شما را چگونه معرفی کنند و از شما یاد کنند؟ ادامه...
تصویری از Ayeneh
ارسال شده توسط Ayeneh حدود ۸ سال پیش در بخش جامعه
راي هاي داد شده : Ayeneh ariya7 Shahab iranmelli yar.e.dabestani Arash alfredt

دیدگاه ها