۳

به فرخندگی 25 اردیبهشت؛روز بزرگداشت حکیم فردوسی توسی(زن ستیزی در شاهنامه!)

javidiran.wordpress.com – هنگامی که ما درباره گوهرهای خود پژوهش نکنیم، باید تماشاگر داوری بیگانگان در خصوص خود باشیم. ما چه خودمان به پژوهش و کاوش در داشته‌های خود بپردازیم و چه نپردازیم، دیگران بدان خواهند پرداخت. در مورد داشته های مادی (مثلا نفت) تا زمانی که خودمان خواست و توانبهره‌برداری را نداشته باشیم، توانمندان بیگانه این کار را خواهند کرد. ولی به محض اینکه ما دست به کار شویم، دست آنان کوتاه خواهد گشت. ولی داشته های معنوی – فرهنگی چنین نیستند. همواره همگان حق دارند تا به شناخت آن دست بزنند. «ایرانشناسی» به عنوان یکی از مهمترین شاخه‌های «خاورشناسی» زاده این فرایند است. ولی مشکل اینجاست که میان «ایرانشناسی» بیگانگان و «خودشناسی» ایرانیان تفاوتهایی وجود دارد. مهمترین تفاوت، نبود شناخت ریشه‌ای و درونی بیگانگان از فرهنگ ایران است. بیگانه‌ای که تصمیم میگیرد ایران را بشناسد، به سراغ منابع رفته و با هر چیزی که مواجه میشود معنی ظاهری آنرا پذیرفته و با شجاعت آنرا بیان میکند و همه جهان نیز چون عنوان او را به عنوان «خاورشناس» میبینند، میپذیرند که نظر او کارشناسی است. این درحالی است که شاید یک ایرانی روستایی بی‌سواد به دلیل تنفس در فضای فرهنگی ایران همان بخش را بتواند بهتر از آن پروفسور ایرانشناس درک کند. به همین دلیل میبینیم که دقیق‌ترین و ظریف‌ترین نظرات را آن ایرانشناسانی داده‌اند که بیشتر در ایران زیسته‌اند و نه آنان که اعتبار دانشگاهی بیشتری داشته‌اند. همگان معترفند که یکی بزرگترین گوهرهای فرهنگی ما شاهنامه فردوسی است. شاهنامه فردوسی نیز همان سرنوشتی را داشته است که دیگر گوهرهای ما داشته اند. یعنی خود ما از پژوهش و بررسی و حتا نسخه شناسی و نشر آن غافل شدیم و بدین ترتیب بیگانگان با شاهنامه‌پژوهی خود _با همه نقص هایشان_ به ما خدمت کردند. ولی از جمله آفت های این رویداد، چسباندن اتهام های بی اساس به آن بود. غربی ها که در کل شرق را استبدادی میشناختند، شاهنامه را استبدادزده دانسته! (ادامه دارد) ادامه...
تصویری از iran00
ارسال شده توسط iran00 حدود ۸ سال پیش در بخش فلسفه و تاریخ
راي هاي داد شده : 13 iranmelli iran00

دیدگاه ها