۱۱

تجربه‌ی بختیار، ترازویی برای گذشته، حال، آینده!

3rahejomhoori.wordpress.com – تجربه سال اول پس از انقلاب نشان داد بخش مذهبی‌تر ملی‌گرایان، برنامه‌ای متفاوت از غیر‌مذهبیون نداشت. تشکیل یک دولت انتقالی به منظور از هم نپاشیدن ساختارهای حیاتی کشور همچون ارتش، پلیس و نفت به عنوان ممر اقتصادی کشور، آزادی احزاب و انتخابات آزاد سراسری مجلس و در نهایت برگزاری رفراندوم، برنامه‌هایی بود که بازرگان در آن 444 روز انجام داد. و به نظر نمی‌رسد که افرادی همچون صدیقی، سنجانی و یا بختیار در صورت موفقیت غیر از این می‌کردند. از این رو سوال اصلی اینجاست که برای اجرای این برنامه‌های به ظاهر یکسان، چرا یاران قدیمی نتوانستند به توافق برسند و براحتی سررشته امور را از دست دادند؟نگاه دقیق‌تر به صحنه نشان می‌دهد که دعوای اصلی بین یک محافظه کار(شاه) و یک رادیکال برانداز (خمینی) رقم خورده بود و جبهه ملی به عنوان شناخته شده‌ترین مجموعه اصلاح‌طلب آن دوران نتوانست خود را در قامت نیروی سوم در منازعه وارد کند. در چنین صحنه سیاه و سفیدی بود که شاه با دیدن آخرین رمق‌های حکومت خود، فقط به این فکر می‌کرد که طی تشریفاتی آبرومندانه از کشور خارج شود و خمینی با دیدن بی‌ثباتی‌ها مترصد پیاده‌سازی مدل ولایت فقیهی بود که سال‌های تبعید در نجف به تدریس آن پرداخته بود و برای این هدف نیاز به تثبیت حداکثری قدرت خود داشت. لاجرم چنین هدفی جز با فروپاشی کامل ساختار حکومتی شاهنشاهی بدست نمی‌آمد و طبیعی بود که به ذره‌ای کمتر از این رضایت ندهد. ادامه...
تصویری از Idalo
ارسال شده توسط Idalo ، داغ شده حدود ۷ سال قبل در بخش سیاست

دیدگاه ها