۱۲

وقتی تو میگویی وطن ..

youtube.com – وقتي تو مي گويي وطن ، من خاک بر سر مي کنم گويي شکست شير را ، از موش باور ميکنم وقتي تو ميگويي وطن ، بر خويش مي لرزد قلم من نيز رقص مرگ را ، با او به دفتر مي کنم وقتي تو مي گويي وطن ، يکباره خشکم مي زند وان ديده ي مبهوت را ، با خون دل تَر مي کنم بي کوروش و بي تهمتن ، با ما چه گويي از وطن با تخت جمشيد کهن ، من عمر را سر مي کنم وقتي تومي گويي وطن ، بوي فلسطين مي دهي من کي نژاد عشق با ، تازي برابر مي کنم وقتي تو مي گويي وطن ، از چفيه ات خون مي چکد من ياد قتل نفس با ، الله و اکبر ميکنم وقتي تو ميگويي وطن ، شهنامه پرپر مي شود من گريه بر فردوسي ، آن پير دلاور ميکنم بي نام زرتشت مَهين ، ايران و ايراني مبين من جان فداي آن ، يکتا پيمبر مي کنم خون اوستا در رگ ، فرهنگ ايران مي دود من آيه هاي عشق را ، مستانه از بر مي کنم وقتي تو مي گويي وطن ، خون است و خشم وخودکشي من يادي از حمام خون ، در تَلِ زَعتَر(اردوگاهي در فلسطين) ميکنم ايران تو يعني لباس تيره عباسيان من رخت روشن بر تن ، گلگون کشور مي کنم ايران تو با ياد دين ، زن را به زندان مي کشد من تاج را تقديم آن ، بانوي برتر مي کنم ايران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست من کيش مهر و عفو را ، تقديم داور ميکنم تاريخ ايران تو را ، شمشير تازي مي ستود من با عدالتخواهيم ، يادي ز حيدر ميکنم ايران تو مي ترسد از ، بانگ نوايِ ناي و ني من با سرود عاشقي، آن را معطر ميکنم وقتي تو ميگويي وطن ، يعني ديار يار و غم من کي گل"اميد"را ، نشکفته پر پر ميکنم ادامه...
تصویری از joudiasghar
ارسال شده توسط joudiasghar ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش سیاست

دیدگاه ها