۷

اتهام هذیان گویی مسلمانان به محمد و نافرمانی عمر!

javidiran.wordpress.com – لحظات پایانی زندگی پیامبر اسلام حاوی نکته جالبی است.وقتی او فرمان می دهد تا برای او کاغذ و قلم بیاورند،عده ای او را متهم به هذیان گویی می کنند و عمر بن خطّاب‏ از فرمان او سرپیچی می کند و این حرکت مسلمین به قدری عجیب و زشت بود که محمد از خواسته خویش صرف نظر کرد و ابن عباس با گریه از آن واقعه یاد می کند. در کتاب طبقات(ج 8، صص 230-232) به استناد راویان مختلف اینگونه آمده است: يحيى بن حمّاد از ابو عوانه، از سليمان اعمش، از عبد الله بن عبد الله، از سعيد بن جبير، از ابن عباس نقل مى‏كند كه مى‏گفته است پيامبر (ص) روز پنجشنبه سخت دردمند شد. گويد، ابن عبّاس به گريه افتاد و گفت: روز پنجشنبه، و چه روز پنجشنبه‏يى. درد پيامبر (ص) و بيماريش سخت شد و فرمود: دوات و قلم و ورقى بياوريد تا از براى شما نامه‏ يى نوشته شود كه پس از آن هرگز گمراه نشويد. گويد، يكى از كسانى كه آن جا بود گفت: پيامبر (ص) هذيان مى‏گويد. سپس كسى گفت: آنچه مى‏خواستيد بياوريم؟ فرمود: حالا و پس از اين حرف؟ و ديگر ورق و قلم نخواست. محمد بن عبد الله انصارى از قرّة بن خالد، از ابو الزبير، از جابر بن عبد الله انصارى نقل مى‏كند كه مى‏گفته است پيامبر (ص) در بيمارى رحلت خويش فرمود نامه‏ يى بياورند تا از براى امت نوشته شود كه نه هرگز كسى را گمراه كنند و نه گمراه شوند ولى در خانه ياوه‏سراييهايى شد و عمر بن خطّاب ياوه گفت. گويد، پيامبر (ص) او را از خود راند. محمد بن عمر [واقدى‏] از اسامة بن زيد ليثىّ و معمر بن راشد از زهرى، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبة، از ابن عبّاس نقل مى‏كند كه مى‏گفته است هنگام احتضار رسول خدا (ص) گروهى از جمله عمر بن خطّاب در خانه بودند. پيامبر (ص) فرمود: بياييد نامه ‏يى از براى شما بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد. عمر گفت: درد و بيمارى بر پيامبر (ص) غلبه كرده است، قرآن پيش شماست و همين قرآن كه كتاب خداست ما را بس است. كسانى كه در خانه بودند، در اين مورد اختلاف كردند و برخى گفتند: بياوريد تا بنويسد، و برخى مى‏گفتند: حرف همان حرف عمر است. و چون درشت‏گويى و اختلاف بالا گرفت، پيامبر (ص) را چندان اندوهگين ساختند كه فرمود: از پيش من برخيزيد. عبيد الله بن عبد الله گويد، ابن عباس مى‏گفت: چه مصيبتى و مصيبت بزرگ‏تر اين كه مانع از نوشتن آن نامه شدند آن هم به واسطه اختلاف با يك ديگر و درشت گويى. منبع: طبقات الکبیر،تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی،ترجمه محمود مهدی دامغانی،نشر فرهنگ و اندیشه،1382(جلد هشتم) پ ن 1: برخی از محققین معتقدند اتهام هذیان گویی به محمد توسط عمر صورت گرفته است. پ ن 2: بعضی از نویسندگان شیعه با استناد به این روایت می گویند محمد قصد داشت دوباره علی را جانشین خود معرفی کند! همچنین بنگرید به : برگی از تاریخ اسلام/شک کردن عمر به محمد،مرتد شدن کاتب وحی و تردید عایشه ادامه...
تصویری از iran00
ارسال شده توسط iran00 حدود ۸ سال پیش در بخش ادیان
راي هاي داد شده : ariya7 fozul iranmelli iran00 sunrise porandokht Bahareh

دیدگاه ها