۱۰

در حاشیه ی پرتاب کفش به آق محمود

nesvan.wordpress.com – در آستانه ی آخرین انتخابات ریاست جمهوری در تهران، اگر در سطح شهر گشت و گذاری داشتید با دو پدیده ی مختلف رو به رو می شدید. در بالای شهر و مناطق اعیان نشین دخترها و پسرهای عموما خوش تیپ یا بقول بسیجی ها بچه سوسولها را می دیدی که با هم بگو و بخند می کردند و سوار ماشین های مدل بالا بوق می زدند و با مچ بندها و پرچم های سبز عکس های میر حسین موسوی و یا کروبی به دست در ستاد ها فعالیت می کردند ، گل و شیرینی پخش می کردند و خلاصه سبز بودند. تعداد این سبز ها انقدر زیاد بود که باورت نمی شد تعداد آدمهایی که مثل ما فکر می کنند چقدر زیاد بوده است. آدمهایی که از سر و وضعشان معلوم بود غم نان ندارند و بیشتر دغدغه شان نبود آزادی های فردی و سیاسی و اجتماعی است ، بعد از یک دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد به میدان آمده بودند تا به تغییر “آری ” بگویند. آنها یکی دو تا نبودند ، تعداد شان زیاد بود ، آن قدر زیاد که عده ای بر آن باور شدند که “ما بی شماریم”.در همان روزها البته اگر گذارتان به محلات مرکزی شهر می افتاد و از میدان هفت تیر پایین تر می رفتید به شدت از تعداد آن ماشینها و آدمها و نمادهای سبزشان کاسته می شد و وقتی میدان آزادی را رد می کردید و به حوالی آذری می رسیدید دیگر تقریبا از آن بچه سوسولهای بی شمار خبری نبود. اگر مثل من فضولی می کردید و پای درد دل آدمهای آن مناطق که از همین مردم بودند می نشستید متوجه می شدید که بیشتر آنها طرفدار بقول خودشان دکتر احمدی نژاد هستند و به او افتخار می کنند. این آدمها نه تنها دغدغه ی روپوش کوتاه و حجاب و جداسازی نداشتند بلکه سیاست های احمدی نژادی از نوع گشت ارشاد را تایید می کردند و آن را ضامن بقای امنیت جامعه می دانستند. اما بیشترین چیزی که آنها را مجذوب او کرده بود شعارهای انتخاباتی او بر علیه ثروت اندوزی و دزدی ها ی امثال آقای رفسنجانی بود. آنها باور داشتند که دولت... ادامه...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش جامعه

دیدگاه ها