۱۱

پرده ای که من بودم!

nesvan.wordpress.com – اون موقع ها مثل الان نبود. توی دبیرستان ما فقط یک نفر دوست پسر داشت و اونم یک جورایی گاو پیشونی سفید بود. ما که بچه درس خون بودیم سعی می کردیم ازش حداکثر فاصله ممکن را بگیریم چون حتی همنشینی با یک همچین دختری باعث بدنامی بود. زمونه فرق داشت اون موقع ها ،اگه پسری می خواست به دختری شماره تلفن بده باید کلی منتش رو می کشید، سر راش وای میستاد، نامه عاشقانه می نوشت، سوز و گدازی داشت اون موقع ها عشق و عاشقی ، اینجوری نبود که زرتی به یکی بگی یالله و بپری تو رختخواب و بعدشم خداحافظ ، عشق ورزی آداب و ترتیبی داشت، رسم و رسومی داشت . ما اینجوری بزرگ شدیم. وقتی هم رفتیم دانشگاه پسرها یک طرف می نشستن و دخترا یک طرف ، کلا همیشه یک خط نامریی بین مون بود، معمولا هم کلام نمی شدیم و بیشتر وقتها سعی می کردیم با وقار باشیم. منم اون موقع ها خیلی با وقار بودم. گفتم که اون موقع ها اینجوری نبود.اولین مرد زندگی من اصغر بود. اولین مردی که دستم را گرفت ، من رو بوسید ،تنم رو لمس کرد ، باهام عشق بازی کرد، آره شوهرم رو میگم. اصغر مرد خوبی بود اما اولین تجربه ی جنسی ما مزخرف از آب در اومد. ملغمه ای از گیجی و دست پاچگی و دست پاچلفتگی . هیچ چیز زیبایی هم توش نبود. از اون بد تر این که مشکل ما هرگز حل نشد. راستش تقصیر هیچ کدو... ادامه...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۷ سال قبل در بخش
برچسبها :

دیدگاه ها