۳۰

رأی و رای

shahrbaraz.blogspot.com – واژه‌ی «رأی» در زبان عربی به معنای «دیدن» است و با «رویت» و «مرئی» همریشه است. عبارت «برأی العین» یعنی دیدن با چشم. اما «رای» واژه‌ای است پارسی و به معنای اندیشه و خرد و دیدگاه است. در شاهنامه «رای» به فراوانی به کار رفته است. به نوشته‌ی دکتر حیدری ملایری در فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک، «رای» در پارسی میانه (پهلوی) «رای» و «راد» و در پارسی کهن «را» بوده است و با ratio در لاتین به معنای خرد - که در انگلیسی از آن reason و rational ساخته شده - همریشه است. از این دکتر حیدری برای این دو واژه‌ی انگلیسی به ترتیب راین و راینی را هم پیش نهاده است. رای از زبان پارسی وارد عربی شده و به همان معنای اندیشه به کار رفته است و جمع عربی شکسته‌ی آن به صورت «آراء» درآمده است. امروزه «رای» پارسی به شکل «رأی» عربی گفته می‌شود و برابر vote انگلیسی (همریشه با vow به معنای سوگند) به کار می‌رود. به نظر من بهتر است آن را همان «رای» بگوییم. البته در زبان پارسی یک «رای» دیگر هم داریم و آن برابر «راجه» یا «راجای» هندی است. راجه‌ی بزرگ را در هندی «مهاراجه» یعنی راجه‌ی مهتر می‌گویند. این کاربرد هم در شاهنامه فراوان است... ادامه...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر

دیدگاه ها