زبان پارسی

۸

گیلاس (شهربراز)

shahrbaraz.blogspot.com – گیلاس در زبان پارسی نام میوه‌ای است از خانواده‌ی آلو و از رده‌ی آلبالو (آلوبالو) که معمولاً شیرین است. شکل آن را در زبان پارسی میانه (پهلوی) و پارسی کهن پیدا نکردم اما در زبان یونانی به درخت این میوه kerasos گفته می‌شود که شباهت نزدیکی به واژه‌ی گیلاس دارد. ریشه‌ی واژه‌ی یونانی را از زبان‌های آسیای کهتر (فروگیه یا فریگیه Phrygian) دانسته‌اند. اما از هفتاد هشتاد سال گذشته واژه‌ی گیلاس به اشتباه برای نامیدن جام نیز به کار رفته است و به ویژه به جای جام شراب از «گیلاس شراب» استفاده می‌کنند. این اصطلاح اشتباه در فرهنگ دهخدا نیز آمده است. در فرهنگ انگلیسی-فارسی سلیمان حییم نیز برای glass پس از جام و لیوان اصطلاح «گیلاس» آمده است و در فرهنگ فرانسه-فارسی سعید نفیسی هم در برابر verrs علاوه بر جام و لیوان و استکان همین «گیلاس» آورده شده است. ملک الشعرای بهار در قطعه‌ای می‌گوید: ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG حدود ۹ سال پیش در بخش ادب و هنر
۱۸

راهنمای فارسی‌نویسی در ویندوز، مکینتاش و لینوکس

fa.wikipedia.org – راهنمای کامل افزودن زبان فارسی به کامپیوترهای مبتی بر ویندوز، مک او اس و لینوکس. به همراه نرم افزار ها و فونت های مورد نیاز و توضیحات کامل برای تغییر و جایگیزینی حروف در کیبورد استاندارد و روش حل مشکلات مربوط به نحوه نمایش حروف فارسی در ویندوز. ...
تصویری از Idalo
ارسال شده توسط Idalo ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش علم و فن آوری
۲۲

غلط‌های مشهور املایی و دستوری زبان فارسی

aariaboom.com – دکتر سعید نفیسی - به کار بردن تنوین برای واژه های فارسی: کاربرد تنوین که ابزار ساختن قید در زبان عربی است برای واژه های عربی جایز است، مانند : اتفاقا، تصادفا، اجبارا، ولی واژه های ناگزیر و ناچار و مانند آن ها که فارسی است هرگز تنوین بر نمی دارند و نباید آن ها را چون این به کار برد : گزارشا به عرض می رسانم... (به جای بدین وسیله گزارش می کنم که ...)، ناچارا رفتم... ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر
۲۶

نام رسته‌های کلیسایی

shahrbaraz.blogspot.com – واژه‌ی کلیسا در زبان پارسی به گونه‌های دیگری نیز آمده است از آن میان: کلیسه و کلیسیا. در زبان پارسی میانه (پهلوی) بدان کیلیسیاک (kilisyiak) گفته می‌شده است. این واژه شکل وام گرفته‌ی واژه‌ی یونانی اککلیسیا (ekklesia) یا اککلیسیاستیکوس (ekklesiastikos) به معنای «جای گردهمایی» است. امروزه در زبان فرانسه بدان église (اگلیز) و در ایتالیایی chiesa (کی‌اِزا) می‌گویند. در زبان انگلیسی بدان church (چِرچ) می‌گویند که از ریشه‌ی ژرمنیک و به معنای «خانه‌ی خدا» است. در آلمانی بدان kirche گفته می‌شود و در گویش اسکاتلندی بدان کرک (kirk) گفته می‌شود که به ریشه‌ی نُرس کهن (Old Norse) یعنی kirkja نزدیک است. اما صفت «کلیسایی» در زبان انگلیسی هنوز از همان ریشه‌ی یونانی است یعنی ecclesiastic و ecclesial. گویا در عربی به کلیسا «کنیسه» می‌گویند. ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر
۲۵

فرهنگ سغدی - پارسی - انگلیسی

shahrbaraz.blogspot.com – زبان سغدی در کنار زبان پارسی میانه (پهلوی) و زبان پارتی (زبان اشکانیان) از مهم‌ترین زبان‌های ایرانی میانه است. در هزاره‌ی نخست میلادی، مردم از دریای گرگان تا مرز چین بدین زبان سخن می‌گفتند. زبان سغدی به سه خط مانوی، بودایی و سریانی نوشته می‌شد. به خاطر نفوذ ایرانیان سغدی و سلطه و برتری آنان در جاده‌های بازرگانی، زبان سغدی به عنوان زبان مشترک و همه‌گیر دادوستد و بازرگانی به کار می‌رفت. پس از ورود اسلام به دلیل تغییرهای اقتصادی و سیاسی و نیز گسترش زبان پارسی دری در شرق، اندک اندک زبان سغدی جایگاه خود را از دست داد. اما واژه‌های فراوانی از زبان سغدی در زبان پارسی دری و دیگر زبان‌های رایج در آسیای میانه از جمله در ترکی و چینی بازمانده است. برای نمونه خاتون یا ترخان یا ریشخند از واژه‌های سغدی هستند. ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر
۲۹

غلط املایی

aariaboom.com – یکی از مغلطه بازی این قبیل آقایان، وقتی که ایشان را در غلط نوشتن املاها ملامت کنید این است که املاهای فارسی، آمیخته به عربی مشکل است و به آسانی نمی‏توان آن را آموخت فرض کنید که این گفته بی‏اساس درست باشد. چون زبان فارسی امروزی با همین املاء و انشاء زبان ما و وسیله­ی امتیاز ما از سایر ملل و با ثروت گرانبهایی از نظم و نثر که دارد مایه­ی سرافرازی ما در جهان است، باید آن را با هر اشکالی که دارد همان طور که قدمای ما آن را درست و راست فرا می‏گرفته و تا حد توانایی در تکمیل و تحسین آن می‏کوشیدند فرا بگیریم و اگر نمی­توانیم چیزی بر کمال و جمال آن بیفزاییم، لااقل تیشه­ی ستم بر پیکر زیبای آن نزنیم و هیات موزون و عارض جمیل آن را به ناخن نادانی و خودخواهی نخراشیم... ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر
۳۰

رأی و رای

shahrbaraz.blogspot.com – واژه‌ی «رأی» در زبان عربی به معنای «دیدن» است و با «رویت» و «مرئی» همریشه است. عبارت «برأی العین» یعنی دیدن با چشم. اما «رای» واژه‌ای است پارسی و به معنای اندیشه و خرد و دیدگاه است. در شاهنامه «رای» به فراوانی به کار رفته است. به نوشته‌ی دکتر حیدری ملایری در فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک، «رای» در پارسی میانه (پهلوی) «رای» و «راد» و در پارسی کهن «را» بوده است و با ratio در لاتین به معنای خرد - که در انگلیسی از آن reason و rational ساخته شده - همریشه است. از این دکتر حیدری برای این دو واژه‌ی انگلیسی به ترتیب راین و راینی را هم پیش نهاده است. ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر
۲۸

حرف ربط در زبان پارسی

shahrbaraz.blogspot.com – حرف ربط یا حرف پیوند در دستور زبان به حرفی گفته می‌شود که دو نام یا دو جمله را به هم ربط دهد. در زبان پارسی کهن (زمان هخامنشی) این حرف «اوتا» (utā) بوده است (شاید با und در آلمانی و and در انگلیسی ربط داشته باشد). در پارسی میانه (پهلوی) حرف ربط «اوتا» به شکل «اود» یا «اُد» (ud) کوتاه شده است. اندک اندک این حرف در پارسی نو (پس از ساسانیان) به شکل «اُ» ساده شد اما برای راحتی آن را به شکل «وُ» می‌نویسیم. اگرچه این حرف به شکل «و» نوشته می‌شود اما در تمام ادبیات پارسی نو، از زمان رودکی و فردوسی تا امروز همواره به شکل «اُ» (o) تلفظ شده و هنوز هم می‌شود. مشهورترین نمونه از صنعت «لفّ و نشر مرتب» که من همواره نقل می‌کنم چنین است... ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر
۳۰

ریشه‌شناسی واژه «قالی»

shahrbaraz.blogspot.com – متاسفانه به خاطر نبود یا ناآگاهی از دانش زبان‌شناسی در گذشته و کمبود آگاهی از ریشه‌شناسی علمی، برخی از واژه‌هایی که در زبان پارسی هستند دارای ریشه‌ی ترکی دانسته شده‌اند. همان گونه که برخی از واژه‌های پارسی دارای ریشه‌ی عربی دانسته شده‌اند. حال آن که واژه‌های مورد نظر در اصل پارسی/ایرانی بوده و پس از عربی شدن دوباره به پارسی برگشته‌اند. برای نمونه واژه‌ی «خاویار» («خایه آر» به معنای ماهی تخم‌ریز) را ترکی دانسته‌اند. (خاگینه نیز خوراکی است که از خایه یا تخم مرغ درست می‌شود.) یا واژه‌های «خاتون» و «ترخان» را که در اصل از زبان ایرانی سُغدی به زبان ترکی رفته، واژه‌های ترکی دانسته‌اند. نمونه‌ی دیگری از چنین ترکی دانستن‌ها واژه‌ی قالی است. نخست چند نمونه از کاربرد آن در ادبیات کهن پارسی نو را می‌آورم: ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر
۲۶

زبان پارسی هدف تازش‌ها

shahrbaraz.blogspot.com – زبان پارسی به عنوان بُردار فرهنگ ایرانی از دیرباز بخش مهمی از هویت ایرانیان بوده است. پس از شکست ارتش ساسانیان به دست تازیان، مهم‌ترین جنگ افزار ایرانیان زبان و فرهنگشان بود و تازیان می‌کوشیدند این دو را نیز از چنگ ایرانیان بیرون کنند. اما ایرانیان توانستند، برخلاف بسیاری از ملت‌های چیره شده‌ی اسلامی، هم چنان زبان خویش را پاس دارند و هر گاه حکومت‌های محلی به دست ایرانیان افتاد، مانند صفاریان و سامانیان و زیاریان، در گسترش و توانمندسازی زبان پارسی بکوشند و آثار فراوانی به زبان پارسی پدید آورند. بزرگترین نمونه و شاهکار زبان پارسی هم به دست توانای فرزانه‌ی توس آفریده شد که هر که رای و هُش و دین دارد پیوسته بر او آفرین خواند. ...
تصویری از XADANG
ارسال شده توسط XADANG ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش ادب و هنر