کتاب ازل

۱۰

وعده و وفا – بخش دوم (کتاب ازل)

yekazadmard.wordpress.com – ...صبح با صدای زنگ تلفن خانه از خواب بیدار شدم، ساعت هشت بود. امید می خواست برای خوردن صبحانه به همراه خود و خانواده‌اش دعوتم کند، نپذیرفتم ولی قبول کردم در زمانی مناسب با قرار قبلی به دیدار خانواده‌اش بروم. یک ساعتی دراز کشیدم و به بررسی موقعیتی که درش قرار داشتم، پرداختم. امروز کیان هم باید گزارش کاملی از آنچه خواسته بودم را در اختیارم می گذاشت. روز بعد هم باید به تبریز می رفتم ولی قبل از سفرم باید از توانایی‌هایمان در تهران کاملا مطلع می شدم. ساعت سیزده در یکی از رستوران‌های شهر با کیان قرار داشتم. کمی زودتر رفتم. کیان آنجا بود،‌ سر میز نشسته و غرق در فکر بود. به آرامی سلام کردم و روبرویش نشستم. لبخندی زد و از سر جایش بلند شده و با من دست داد. مرد بسیار مطمئنی به نظر می رسید. از همان برخورد اول از او خوشم آمده بود، می دانستم می توانم روی او حساب کنم. ...
تصویری از brabt
ارسال شده توسط brabt حدود ۹ سال پیش در بخش ادب و هنر
۹

وعده و وفا – بخش اول (کتاب ازل)

yekazadmard.wordpress.com – ...برای دومین بار ایمیلی را که دریافت کرده بودم با دقت خواندم، نمی خواستم حتی نکته‌ای را نفهمیده باقی گذاشته باشم. احساس غریبی بهم دست داده بود. باورم نمی شد، آنچه که از من درخواست شده بود همه زندگی مرا دگرگون می کرد. به صندلیم لم دادم و پاهایم را روی میز گذاشتم، نمی دانستم باید چه تصمیمی بگیرم. دوستی که واقعا برایم ارزش بسیار داشت در چند خط مختصر مطالبی را گنجانده بود که اگر می پذیرفتم باید گام در راهی می گذاشتم که در ظاهر صد در صد بی بازگشت می نمود. چشمانم را به روی هم فشردم و با حرکت سریعی سرم را به چپ و راست تکان دادم. با این کار همیشه توانسته بودم افکار اضافه را از خودم بیرون بریزم و با آرامش و تمرکز بیشتری فکر کنم. آخرین ملاقاتی را که با این دوست که از این پس در یادداشتهایم به نام آقای “ک” خواهم نامیدش، بیاد آوردم. ...
تصویری از brabt
ارسال شده توسط brabt حدود ۹ سال پیش در بخش ادب و هنر