داستان پرستش

۲۹

اولین نفر خدا را چگونه اختراع کرد؟! / داستان کوتاه: چگونه دیدن یک مار خیالی توسط من مدرسه را دو روز تعطیل کرد؟

gomnamian.blogspot.com – و من چه مار بزرگی کنار استخر دیده بودم، ماری که عمو محسن آنرا با بیل کشت، یادم آمد که چگونه عمو محسن با بیل کمر مار را فشار می داد و مار به دور دسته بیل می پیچید و سعی می کرد خودش را به پای عمو برساند تا گازش بگیرد، من خیلی وحشت کرده بودم و از وحشت نمی توانستم داد بزنم، دهان باز مار جلوی چشمم بود ، باز همان حالت ترس بر من مستولی شده بود ؛ ناگاه بی اختیار داد زدم مار. ...
تصویری از gomnamian
ارسال شده توسط gomnamian ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش ادیان