اجتماع

۵

معرفی کتاب ناسیونالیسم ایرانی

iranboom.ir – کتابی است درباره‌ی ریشه‌های ناسیونالیسم در ایران و نظر به سیر این اندیشه در اروپا. "ملت" در اروپا موجودیت تازه‌ای است که به سده هجدهم میلادی می‌رسد، در حالی که دیرینگی این اندیشه در ایران، چندین هزار سال است. آگاهی ما، با خواندن این کتاب، به مباحث گوناگون ناسیونالیسم علمی در زمینه‌ی مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، می‌تواند بیش از پیش گردد. ...
تصویری از سمک
ارسال شده توسط سمک حدود ۷ سال پیش در بخش علم و فن آوری
۹

عکس یادگاری با یک نفر که از طناب آویزان شد

persian.kamangir.net – برادرش می‌گوید مردم از ساعت ۱۲ شب جمع شده‌اند که ۵ ساعت بعد که «قاتل» از طناب آویزان می‌شود صحنه را از دست ندهند. پلیس ضدشورش هم آمده. برای چه‌اش را نمی‌دانم. مردمند. بیکار بوده‌اند. جمع شده‌اند. شاید شورش هم بکنند. هشتصد سال پیش هم در اروپای سیاه که آدمیزادی را وسط میدان اعدام می‌کردند مردم جمع می‌شدند. دست‌شان درد نکند که حالا صاف می‌کشند بالای دار. هشتصد سال پیش طرف را اول چهار ستونش را خرد می‌کردند بعد جانش را می‌گرفتند. اما اینها به کنار. اینها را فراموش کن. من درگیر این دست‌ها هستم که با دوربین بالا رفته‌اند. لابد «مسوولین» حکومتی هستند که نزدیک به جوانک ایستاده اند. دوربین هوا کرده‌ای که چه؟ عکس برای چه می‌خواهی؟ اعدام می‌کنی، بکن. عکسش را چرا دیگر می‌گیری؟ ...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش جامعه
۱۰

تصمیم جفری

nesvan.wordpress.com – جعفر آقا را همه جفری صدا می کردند. پشت شهرداری مغازه لوازم الکتریکی داشت و تویوتای آخرین مدل توی پارکینگ مال او بود. همسایه های قدیمی تر هنوز یادشان هست که جفری روز اولی که برای دیدن ساختمون اومد سوار موتور گازی بود و زنش چادر گلدار رنگ و رو رفته سرش بود و می گفتند که برای رختشوری می رفت خانه ی مردم. جفری و ربابه خانم- که الان شده بود رویا -هیچ شباهتی به اون روزهایشان نداشتند. رویا خانم روسری های مارک نینا ریچی سر می کرد و تولدش از جفری ست کارتیه کادو می گرفت. جفری منفور ترین شخصیت مجتمع بود. اهل ساختمان از ردیف کردن دمپایی های لاستیکی دم در خونه و راه رفتن جفری با عرق گیر و شکم گنده و پیژامه تو راهرو شاکی بودند اما از همه بیشتر پول دار شدن ناگهانی جفری آنها را ازار می داد. ...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش جامعه
۹

ما مردم نازنین …

nesvan.wordpress.com – تا حالا دقت کردین ما چه مردم نازنین و گوگولی هستیم؟ اگه تا حالا بهش دقت نکردین پس بذارین براتون بگم … در یک شب تاریک باباهای ما خفت مادرهای ما رو میگیرند و طی یک عملیاتی که نیاز به توضیح نداره و به شما هم ربطی نداره که چشو گوشتنو باز می کنه… ما مردم نازنین رو میکارن .این کشت و کار در قدیم زیاد لذت بخش نبود اما الان به یمن یکسری ابداعات و ابتکارات ، به یک زراعت جذاب تبدیل شده . به هرحال وقتی بابا جان به ماتحت ماماجان میزنه و میگه * ای جنده ی کوچولو * ما کاشته میشیم . بعد ما مردم نه ماه رو در تاریکی و خون و گرما بسر می بریم تا خوب مغز پخت شده و اماده تحویل به دنیا بشیم . قدیم تحویل ما با جیغ و عربده و اجر داغ و اذان سر پشت بام همراه بود اما جدیدا چون سایز یک جاهایی از نسوان محترمه مهم شده و ….بشما هم ربطی نداره سایز کجاها …. مارو راحت تر تحویل دنیا میدن . ...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش جامعه
۱۱

من یک فاحشه‌ی دوازده ساله بودم

2swed.wordpress.com – جمعه شب رفتم مرکز شهر. شلوغ بود و پرسر و صدا. همه پسر دخترای جوون با لباسای زنگارنگ. لباسای لختی. لباسای خوشگلی که هر نوجونی دلش میخواد بپوشه. موهای بلند و کوتاه. پسرهایی که مراقبت از دخترها رو فراموش نمی کردند و همه جا مواظب بودند مستی الکلشون همکلاسیشونو زیر ماشین نبره. دستا رو شونه های همدیگه. حس آزادی و شادی. حس بی قید و بندی به همه ی بایدا و نبایدا. حس آدم بودن و لذت بردن از زندگی. من بالا نشسته بودم. شیشه های بزرگ آبجوخانه و مانیتورهای بزرگ که بازی بارسلونا با یه تیم دیگه که ظاهرا مهم نبود چه تیمیه رو نشون میداد. من بازی رو نگاه نمی کردم. چون آدمهای توی بار زیاد بودند برای تشویق و دیدن مسابقه. من به جوونیم و نوجونیم فکر می کردم ولی. ناظم قد کوتاهی که مقنعه ی چونه دارش تا زانوش میومد. لبهای باریک و صورتی که همه سیاهی لباسهاش سیاهترش کرده بود. ...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش جامعه
۱۳

پس نا کجا آباد که می گفتند اینجاست؟

khalije-fars.com – شهر آدمهایی که در حال حاضر تصمیم گرفته اند هیچ چیز نداشته باشند جز لحظه های گذرای نفس کشیدن به هر قیمتی.مردمان متفاوتی که یک وجه مشترک دارند؛می خواهند سوال برانگیز ترین های این برهه ی تاریخ باشند.گرسنه‪,‬ سیر‪,‬ تحصیلکرده ‪,‬بی سواد و کم سواد ‪,‬شرور‪,‬ متین ‪,‬جوان بی تجربه و پیر دنیا دیده ‪,‬زن ‪,‬مرد ‪,‬متاهل,‬مجرد ‪,‬تر و خشک در حال سوختن و سوزاندن و ندانستن و خود را به نادانی زدن هستند‪.‬مردمانی که با بی رحمی چشم بر حقایق تاریخی شان بستند چشم شان بر حقایق روزمره هم بسته شد.انسانهایی که فقط دو پا و دو چشم و تن و جسم مشترک شان با بشریت نشان می دهد آدم هستنداما گویی یا حیوان شده اند و می درند یا اجسادی هستند که دریده شده اند اما هنوز نفس می کشند.چه کسانی و کجا؟در فیس بوک تان به فامیل و دوست قدیمی تان که سالهاست از او بی خبر بوده اید پیام دوستی بدهیدو با آب و تاب بنویسید دلتان برایش تنگ ...
تصویری از ariya7
ارسال شده توسط ariya7 ، داغ شده حدود ۸ سال قبل در بخش جامعه
۱۶

حرفهای من با آقای رضا پهلوی

patrickestarian.wordpress.com – اشکال عمده‏ای که من و هم فکران من به حامیان اصلاح طلبان حکومتی می‏گیریم، مسئله عدم اعتقاد این رهبران به میهن دوستی، سکولاریسم، دمکراسی، آزادی، و منشور حقوق بشر سازمان ملل است. اینها دقیقن خواسته های ما برای یک ایران نوین هستند. مهم هم نیست که چقدر پیاده سازی چنین مفاهیمی دشوار و زمان بر است. بلکه مساله مهم تر این است که در درجه اول ما نمایندگی جامعه را فقط به کسانی می توانیم واگذار کنیم که حداقل در گفتار و رفتار‏شان اعتقادی به این خواسته‏ها وجود داشته باشد. ...
تصویری از patrick
ارسال شده توسط patrick ، داغ شده حدود ۹ سال قبل در بخش سیاست